تبليغاتX
انجمن مثنوی پژوهان جوان ایران - صورتحساب
شرح مثنوی معنوی

تنها برای مادرم فنون دوست یابی را بکار نبردم اما او بیش از همه به من محبت ورزید. "دیل کارنگی"

 

شبی ، پسری نزد مادرش که در آشپزخانه در حال پختن شام بود، رفت و یک برگ کاغذ را به او داد. مادر دستهایش را با حوله تمیز کرد و نوشته ها را با صدای بلند خواند .پسرش با خط بچه گانه نوشته بود:

- کوتاه کردن چمن باغچه                        5 دلار

- مرتب کردن اتاق خوابم                        1 دلار

- مراقبت از برادر کوچکم                       3 دلار

- بیرون بردن سطل زباله                        2 دلار

- نمره ریاضی خوبی که امروز گرفتم         6 دلار

جمع بدهی شما به من:                           ۱۷ دلار

 

مادر لحظه ای به چشمان منتظر پسر نگاهی کرد، سپس قلم را برداشت و پشت برگه صورت حساب فرزندش این عبارت را نوشت:

- بابت سختی 9 ماه بارداری که در وجودم رشد کردی.             هیچ

- بابت تمام شبهائی که بر بالینت نشستم و دعا کردم .           هیچ

- بابت تمام زحماتی که در این سالها کشیدم تا تو بزرگ شوی.  هیچ

- بابت غذا، نظافت تو و اسباب بازی هایت.                              هیچ

 

و اگر تمام اینها را جمع بزنی خواهی دید که هزینه عشق  من به تو هیچ است. وقتی پسر آنچه را که مادرش نوشته بود خواند، چشمانش پر از اشک شد و در حالی که به چشمانش مادرش نگاه می کرد، گفت : مامان دوستت دارم. آنگاه قلم را برداشت و زیر صورت حساب نوشت:  قبلاً به طور کامل پرداخت شده!!!

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 17:56  توسط خانم بهشتی نژاد  |